برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
به پوچی رسیدن دقیقا همین نقطه است. و از این نقطهای که در آن قرار دارم تا هلاکت راهی نیست.
بعضی حسها و احوالات درد دارند. و برای بعضی دردها، درمانی نیست.
بعضی حرفها تمام نمیشوند و در بعضی پایانها چارهای نیست.
بعضی اوقات باید کنار آمد و بعضی نبودنها، کنار آمدنی نیست.
بعضی صداها باید باشد و نشنیدن آنها، گناهی نیست.
بعضی اوقات ولی، واقعا جبرانی نیست. نیست. نیست.
+ عنوان از فاضل نظری.
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
دیدم برای مادربزرگ مادری نوشتهام، برای پدریاش ننویسم، بیانصافی میشود! حال اینکه زمانی بیشتر دوستش داشتهام!
دعا کنید. وقتی عمهام زنگ زد که خبر دهد، غذا در گلویم یخ زد، یخ. اصلا دلم نمیخواهد تصور کنم کسی که دو روز پیش حالش نسبتاً مناسب و خوب بوده و من نتوانستهام بخاطر درس و غیره ببینمش، حالا طوری بشود. دعا کنید.
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی
برچسب:
نویسنده: سام حکیمی